اختلالات روان پزشکی در دوران بارداری

 اختلالات روان پزشکی در دوران بارداری

 

نویسنده: دکتر فاطمه رنجبر کوچکسرایی




 

نتایج بررسی ها نشان داده است که زنان برای مادر شدن فشارهای روانی خیلی بیشتری را نسبت به مردان برای پدر شدن متحمل می شوند. گرچه بیش تر زنان بالغ فرایند حاملگی را به خوبی تحمل می کنند ولی مادران نوجوان مانند بزرگسالان قدرت مدارا با این دوره را ندارند.
اختلالات روان پزشکی در دوران پس از زایمان افزایش می یابد. و این خطر نه تنها به دنبال زایمان بلکه به هنگام تولد کودک مرده و با سقط جنین نیز بیش تر است. اختلالات روان پزشکی در دوران بارداری مشکل آفرین بوده و موجب اختلال در توانایی زنان برای پذیرش تغییرات ایجاد شده پس از تولد فرزند می شود. اختلالات روان پزشکی بر تغذیه، مراقبت های قبل از بارداری و نتیجه ی بارداری تأثیر نامطلوبی دارند.
اگر علایم در دوران بعد از زایمان ادامه یابد، با تماس مادر و نوزاد و در نهایت تکامل رفتاری و شناخت کودک تداخل ایجاد خواهد کرد. بنابراین اهمیت تشخیص و درمان اختلالات روان پزشکی به صورت زودرس و قبل از زمان تولد نوزاد روشن می شود.
با توجه به هم پوشانی بین علایم بیماری و علایم بارداری، تشخیص بعضی از اختلالات روان پزشکی در طی بارداری مشکل تر است. هم چنین درمان اختلالات شدید به علت اثرات نامطلوب داروهای روان پزشکی بر جنین و نوزاد و زن باردار، پیچیده تر می باشد.
عوامل مهمی که می تواند زن باردار را نسبت به سرنوشت خود و نوزادش مضطرب کند شامل:
خشنود نبودن همسر و یا خود مادر نسبت به داشتن فرزندی جدید که می تواند مربوط به مسائل و مشکلات مالی و یا ناخواسته بودن فرزند باشد.
عدم علاقه ای که اطرافیان زن باردار نسبت به بارداری او از خود نشان می دهند.
داشتن اطلاعات نادرست و یا ناقص درباره ی حاملگی
نگرانی از میزان پذیرش نوزاد توسط اطرافیان ( جنسیت نوزاد)
نگرانی از این که آیا می تواند وظایف مادری از جمله شیر دادن به نوزاد را به خوبی انجام دهد.
نگرانی از سقط جنین در دوره های مختلف بارداری به خصوص اگر در او یا اطرافیان نزدیک سابقه ی سقط وجود داشته باشد.
لازم به ذکر است شناسایی قبل از زایمان زنانی که ممکن است بعداً مشکلاتی در مراقبت کودک داشته باشند اهمیت دارد از جمله:
افسردگی که معمولاً از قبل از حاملگی هم وجود داشته است.
نظر منفی مادر نسبت به حاملگی
اضطراب زیاد از این که مادر خیلی خوبی باشد.
اختلاف زناشویی
در این قسمت به برخی از اختلالات روان پزشکی که در دوران بارداری دیده می شود اشاره می شود:

افسردگی اساسی

حالتی است که با خلق پایین و فقدان لذت و علاقه مشخص می شود و همراه علایم زیر می تواند باشد از جمله: اختلال خواب، تغییر اشتها، اشکال در تمرکز، برانگیختگی یا کندی، کاهش انرژی، احساس گناه، بی ارزش بودن، افکار مرگ و یا خودکشی.
از آن جایی که در طی حاملگی طبیعی، اختلالات خواب، افزایش وزن و کاهش اشتها وجود دارد، تشخیص افسردگی در این دوران ممکن است مشکل تر شود.
بعضی از زنان، در معرض خطر فزاینده ای برای ابتلا به اختلال افسردگی نسبت به دیگران در طی بارداری می باشند که شامل:
سابقه ی افسردگی اساسی، سابقه ی سندرم پیش از قاعدگی، حمایت اجتماعی ناکافی، اختلاف با شریک زندگی یا فقدان شریک زندگی، سطح بالای استرس و سابقه ی سقط جنین است.
کاهش اشتها، باعث کاهش وزن و در نتیجه عقب ماندن رشد داخل رحمی جنین می شود. کاهش انرژی و انگیزه، به کاهش انجام مراقبت های قبل از بارداری می انجامد. افسردگی درمان نشده در طی حاملگی همراه با افزایش مصرف سیگار و مواد بوده و هریک از این موارد می توانند بر سلامت مادر و تکامل جنین اثرات سوء داشته باشند. عوارض حاملگی همانند زایمان زودرس و جدا شدن جفت در مادران افسرده شایع تر است.
شایع ترین خطر افسردگی اساسی درمان نشده، خودکشی می باشد. هر چند در برخی از مطالعات به کاهش خطر خودکشی در حاملگی اشاره شده است ولی در سایر مطالعات نشان می دهد که خودکشی هم چنان به عنوان یک خطر عمده در دوران حاملگی زنانی که خواهان سقط جنین هستند اما قادر به انجام آن نیستند و زنانی که توسط همسرشان ترک شده اند یا زنانی که سابقه ی مکرر از دست دادن فرزندان را داشته اند بیش تر است.
اطلاعاتی وجود دارد که نشان می دهند عدم درمان افسردگی در طی حاملگی باعث بروز عوارضی در رفتار نوزاد می شود. معمولاً نوزادان مادران افسرده بیش تر گریه می کنند و آرام کردن آن ها سخت تر است. افسردگی خفیف با مداخلات روان شناختی قابل درمان است.
افسردگی متوسط و شدید نیازمند درمان با داروهای ضدافسردگی و در مواردی الکتروشوک درمانی است.

اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی با دوره های اختلال در خلق که شامل دوره های افسردگی اساسی و شیدایی می باشد مشخص شده است؛ در بعضی موارد این دوره ها با هم دیده می شوند.
علایم شیدایی شامل کاهش نیاز به خواب، افزایش فعالیت، کلام سریع، خودبزرگ بینی و افزایش فعالیت جنسی و قضاوت ضعیف مشخص می شود. در طی فاز شیدایی، زن قادر به پذیرفتن مداخلات لازم برای عوارض حاملگی نمی باشد.
خانمی که علایم حاد بیماری را دارد و دچار زایمان زودرس شده است، داشتن استراحت برای او غیرممکن است یا درمان دیابت حاملگی در طی این دوره می تواند بسیار مشکل باشد و بسیاری از بیماران به دنبال حاملگی داروهای تثبیت کننده ی خلق خود را قطع می کنند.
یکی از مسائل مهمی که بیماران و خانواده ی آنان با آن مواجه می باشند مسئله ی بارداری فرد مبتلا به بیماری دوقطبی است چرا که شایع ترین سن ابتلا به این بیماری ( 20-30سالگی) در محدوده ی سنی ازدواج و بارداری قرار دارد. به همین دلیل یکی از سؤالات اولیه ی بیمار و اعضای خانواده ی وی در مورد سرنوشت حاملگی بیمار در آینده است.
دانستن نکات زیر می تواند تا حد زیادی از عوارض ناخواسته ی بیماری بر جنین، مادر و نیز عوارض داروهایی که برای کنترل بیماری به کار برده می شوند بکاهد. آیا زن مبتلا به بیماری دوقطبی می تواند باردار شود؟ پاسخ این سؤال بله است. از نظر قدرت بارداری فرقی میان زن مبتلا به بیماری دوقطبی و سالم از نظر روان پزشکی وجود ندارد.
هر زوجی پیش از صاحب فرزند شدن بهتر است برنامه ای برای بچه دار شدن و فاصله ی سنی بچه ها داشته باشند.
فرد مبتلا به بیماری دوقطبی نیز از این قاعده مستثنا نیست و نیاز به برنامه ریزی جدی تر و محکم تری دارد. توصیه می شود که پس از ازدواج در بچه دار شدن عجله نکنند. این بیماری می تواند به دو صورت برای مادر و جنین مخاطره آمیز باشد که: شامل اثرات بیماری بر مادر و جنین و عوارض داروها بر جنین می باشد.

اثرات بیماری بر مادر و جنین

همراه با بروز یا عود بیماری، علایم رفتاری در بیمار ظاهر می شود که می تواند برای مادر و جنین مخاطره آمیز باشد. بی خوابی، بی قراری، افزایش احتمال مصرف مواد، سیگار، افزایش رفتارهای پرخاشگرانه از جمله مواردی است که می تواند برای جنین و مادر با خطراتی همراه باشد. هم چنین در مواردی که همراه با علایم روان پریشی می باشد، احتمال بروز رفتارهای خطرناک و آسیب مستقیم به جنین افزایش می یابد.

عوارض داروها بر جنین

داروهایی که برای بیماری دوقطبی استفاده می شوند عبارتند از داروهای تثبیت کننده ی خلق و الکتروشوک درمانی ( ECT).
تثبیت کننده های خلق مانند: لیتیوم، کاربامازپین، والپروات سدیم و لاموتریژین.
ترجیح روان پزشکان این است که در دوران بارداری علی الخصوص در سه ماه اول از تجویز دارو به بیمار خودداری کنند. بهترین شرایط این است که زن و شوهر زمان بارداری را از پیش تعیین کنند و با برنامه ی قبلی اقدام به داشتن فرزند کنند. در این صورت ضروری است این تصمیم خود را به اطلاع پزشک معالج خود برسانند تا قبل از بروز حاملگی داروهای مصرفی بیمار به تدریج کم و قطع شود. در این موارد با سپری شدن سه ماه اول حاملگی، در صورت لزوم داروی ایمن تری برای بیمار شروع خواهد شد.
در صورت بروز بارداری در ضمن مصرف دارو، هر زمان که زن باردار متوجه بارداری خود شد بایستی با پزشک معالج خود برای قطع دارو تماس بگیرد. هر چند که قطع ناگهانی دارو خطر عود بیماری را بیش تر می کند ولی بهتر است برای کاهش عوارض دارویی بر جنین داروی بیمار به غیر از موارد خاص قطع شود.
در صورت عود بیماری در سه ماه اول می توان برای کنترل بیماری از الکتروشوک درمانی استفاده کرد. الکتروشوک درمانی جزو روش های درمانی بدون خطر بوده و در صورت عود بیماری در زمان حاملگی بسیاری از روان پزشکان ترجیح می دهند که به جای دارو از الکتروشوک درمانی استفاده کنند. پس از سپری شدن سه ماه اول بارداری برحسب سابقه ی بیماری و شدت آن و یا بروز حالات خطرناک بیماری در دوره های قبلی بیماری، با وجود این که بیماری عود نکرده پزشک معالج ممکن است درمان را شروع کند، پیشگیری از حالات خطرناک بیماری مهم تر از مصرف برخی داروها در دوران بارداری می باشد.

اختلال اسکیزوفرنی

اختلال اسکیزوفرنی با علایم روان پریشی مشخص می شود و باعث اختلال در عملکرد شغلی و اجتماعی می شود. هنگامی که داروهای ضدجنون مؤثر فعلی در دسترس نبود، بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی در مراکز نگهداری برای مدت های طولانی بستری می شدند. میزان باروری با مصرف این داروها افزایش و مدت نگهداری در این نوع مراکز کاهش یافت.
متأسفانه میزان بالایی از بارداری های ناخواسته و برنامه ریزی نشده و در نتیجه از دست دادن حق سرپرستی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی وجود دارد. زنان مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی کم تر مراقبت های قبل از بارداری را دریافت می کنند که به علت تأخیر در تشخیص حاملگی و موانع فرهنگی - اجتماعی می باشد. علاوه بر مصرف داروها، حمایت روانی و اجتماعی نیز می تواند سبب بهبود نتیجه ی حاملگی شود که می تواند شامل برنامه ی آموزش در مورد بارداری و زایمان و برنامه ی تنظیم خانواده باشد.

اختلال پانیک ( هراس)

اختلال هراس شامل دوره های راجعه ی احساس وحشت همراه با علایم فیزیکی، در نتیجه ی برانگیختگی سیستم سمپاتیک می باشد. اکثر بیماران با سابقه ی اختلال هراس، دچار تغییر در شدت و دفعات حملات در طی بارداری نمی شوند.
زنانی که تغییری در علایم خود ببینند، معمولاً کاهش دفعات و شدت علایم را ذکر می کنند. این مسئله ممکن است به دلیل اثرات ضداضطرابی بعضی از هورمون ها در ��ین دوران باشد. پروژسترون باعث افزایش تهویه و کاهش دی اکسیدکربن شده که به نوبه ی خود احتمال حملات هراس را کاهش می دهد.
هم چنین ممکن است پاسخ سیستم اعصاب سمپاتیک در طی بارداری کم باشد. حملات هراس که در طی بارداری اتفاق می افتند، می توانند اثرات سویی بر سلامت جنین داشته باشند.
گزارش شده است که اضطراب مادر می تواند بر حرکت جنین مؤثر باشد. گزارش هایی از حملات هراس که باعث جدا شدن جفت و یا اشتباه شدن با مسمومیت حاملگی می شوند وجود دارد. حملات هراس با مراجعه ی بیمار جهت ویزیت های قبل از بارداری و یا مراجعه به بیمارستان جهت انجام زایمان می تواند تداخل ایجاد کند. اختلال هراس را می توان با مداخلات روان شناختی و هم چنین با دارو درمان کرد. بسیاری از داروهای ضدافسردگی دارای اثرات ضدهراس می باشند.

اختلال وسواسی - جبری

بیماری وسواس یک بیماری شایع در روان پزشکی است که موجب افزایش اضطراب در بیمار می شود. بیماری وسواس ممکن است در دوران قاعدگی، حاملگی و بعد از زایمان زنان شروع شود و کیفیت زندگی را کاهش دهد.
وسواس می تواند درباره ی یک ایده، فکر، تصور یا تکانه باشد که با نوعی احساس اجبار همراه است، فرد در مقابل آن مقاومت می کند و از غیرعادی و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است و این علایم وی را در سازگاری با محیط دچار اشکال می کند. بیمار هر چند به بیهودگی کار یا افکار خود آگاه است، اما نمی تواند آن را کنترل کند. اختلال وسواسی به دو شکل فکر و عمل وسواسی دیده می شود. فکر وسواسی موجب افزایش اضطراب می شود و عمل وسواسی اضطراب شخص را کاهش می دهد ولی وقتی فرد در مقابل انجام عمل وسواسی مقاومت می کند اضطرابش افزایش می یابد. افکار وسواسی وقت گیر بوده و در برنامه ی معمول شخص، فعالیت های اجتماعی و روابط با دوستان مشکل ایجاد می کند.
میزان ابتلا به وسواس در افراد مجرد بیش تر از افراد متأهل است. گاهی شروع آن بعد از بروز حادثه ای مثل بیماری، حاملگی و ضربه ی روحی به طور ناگهانی است. تأکید بیش از حد خانواده ها به کودکان جهت رعایت تمیزی و شستشوی فراوان، نیز گاهی سبب بروز علایم وسواس در بزرگسالی می شود.
مطالعات نشان داده اند که دوران باروری زنان از جمله قاعدگی، بارداری و دوران بعد از زایمان باعث شروع یا تشدید وسواس در زنان می شود و تشخیص سریع تر و درمان وسواس در زنان باعث کاهش مشکلات آن ها خواهد شد. ترشح هورمون اکسی توسین در سه ماهه ی سوم بارداری و بعد از زایمان و شیردهی می تواند یکی از علل شروع یا تشدید وسواس در دوران بارداری و یا بعد از زایمان باشد.

اختلال استرس پس از سانحه

اختلال استرس پس از سانحه شامل مجموعه علایمی است که به دنبال حادثه ی آسیب رسان ایجاد می شوند. در زنان این حوادث معمولاً شامل سوءاستفاده ی جنسی از آنان یا فرزندانشان، تجاوز، سوء استفاده ی فیزیکی، سقط و زایمان تروماتیک یا هر حادثه ی آسیب رسان شدید می باشد. در این اختلال بیمار از موقعیت های یادآوری کننده دوری می کند و بیش از حد تحریک پذیر شده و روابط اجتماعی او محدود می شود. در زنانی که بارداری به دنبال تجاوز ایجاد شده باشد زایمان باعث تشدید علایم می شود. برخی زنان در تلاش برای کاهش اضطراب فزاینده و کنترل بر خود می کوشند تا همه ی مراحل زایمان را تحت کنترل خود درآورند.
برخی دیگر از بیماران ممکن است قادر به همکاری در مراحل زایمان نباشند. مثلاً عضلاتی که باید شل باشد را سفت کرده و از زور زدن برای خارج شدن جنین خودداری می کنند. و علی رغم ضرورت مامایی خواهان انجام سزارین هستند. بعد از زایمان مداخلات روان شناختی باعث جلوگیری از مزمن شدن علایم شده و از تداخل روابط مادر و نوزاد ممانعت به عمل می آورد.

اختلال خوردن

اختلال خوردن ممکن است حاصل توجه جامعه به مسئله ی لاغری باشد، اما بی اشتهایی عصبی با کاهش شدید وزن می باشد به صورتی که فرد نمی تواند وزن بدن خود را در سطح 85% وزن افراد سالم هم قد نگه دارد. کاهش وزن همراه با ترس زیاد از افزایش آن باعث اختلال تصور فرد از وضعیت بدنش می باشد، به گونه ای که بیمار خیلی لاغر خود را چاق می داند.
کاهش وزن به دنبال رژیم گرفتن، استفراغ عمدی، فعالیت زیاد، و یا مصرف داروهایی همانند مواد مسهل، مدّر و هورمون های تیروئیدی ایجاد می شوند.
افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً وزن طبیعی دارند اما بسیاری دچار اختلالات الکترولیتی و عوارض دارویی می شوند. بی اشتهایی عصبی باعث نامنظم شدن قاعدگی و یا قطع آن می شود و در نتیجه اختلال در باروری ایجاد می شود. با وجود این بعضی بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی حامله می شوند.
نامنظم بودن قاعدگی و فقدان افزایش وزن باعث تأخیر در تشخیص بارداری می شود. افزایش وزن مرتبط با بارداری به گرفتن رژیمی سخت تر منجر می شود. اثرات فیزیولوژیک و روانی - اجتماعی حاملگی بر روی زنی که مبتلا به اختلال خوردن است، می تواند بسیار پیچیده باشد. از یک طرف اهمیت مراقبت از جنین می تواند باعث توقف محدودیت شدید غذا و استفاده از مواد مسهل توسط مادر می شود؛ به این دلیل بسیاری از زنان مبتلا به بی اشتهایی عصبی در طی حاملگی بهبود می یابند.
از طرف دیگر بارداری منجر به اختلال در تصور فرد از بدن خود می شود و ایجاد استفراغ عمدی که در بیماران مبتلا به اختلال خوردن دیده می شود در حضور استفراغ حاملگی راحت تر ایجاد می شود. پس در بیماری که مبتلا به استفراغ شدید در دوران بارداری می باشد غربالگری اختلالات خوردن بایستی در نظر گرفته شود.
هر چند در زنانی که سابقه ی اختلالات خوردن دارند ولی در طی بارداری علامتی ندارند، حاملگی زمان پرخطری برای عود علایم آنان نمی باشد. اگر درمان سرپایی بیمار در حفظ وزن ناموفق باشد و یا عوارض خطرناکی ایجاد شود ممکن است بستری کردن بیمار در بخش روان پزشکی لازم باشد.

نتیجه

حاملگی می تواند تظاهرات، دفعات بروز، شدت و خطرات اختلال روان پزشکی را تغییر دهد. دانستن این تغییرات و مداخله در مورد نیازهای خاص زن حامله باعث بهبود نتیجه ی حاملگی برای مادر و نوزاد وی می شود. مداخله ی مؤثر در طی حاملگی، باعث جلوگیری از ایجاد تظاهرات روان پزشکی در دوران بعد از زایمان - که زمان پرخطری برای تشدید افسردگی اساسی، اختلال خلقی دوقطبی، اسکیزوفرنی، اختلال هراس، اختلال وسواسی - جبری و اختلالات غذا خوردن است - می شود. ویزیت های دوران بارداری فرصت مناسبی برای تعیین زودرس علایم و درمان مناسب آن هاست.
منبع مقاله :
رنجبر کوچکسرایی، فاطمه؛ (1389)، بهداشت روان زنان در دوران بارداری: روان و حاملگی، تهران: نشر قطره، چاپ اول



 

 

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه